معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

688

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

آثار فضل و عنايت بر ايشان چندان فروريزند كه به هيچ‌چيز ديگر نپردازند . [ حكايت رابعهء عدويه و امساك وى از خوردن ] نقلست : كه رابعهء عدويه قدس سرّها هفت شبانه روز طعام نيافت ، نفس وى معارضه و مناقشه آغاز كرد و گفت : اى رابعه مگر قصد هلاك من دارى . رابعه گفت : اى نفس امشب هر چه از غيب برسد از تو بازندارم ، نماز شام همسايه كاسهء طعام پيش آورد ، رابعه بيرون آمد تا چراغى برافروزد چون بازآمد ديد كه گربه طعام را ريخته و كاسهء همسايه را شكسته ، رابعه چراغ را بنهاد و رفت تا آبى آورد و به آن افطار كند ، بادى بوزيد و چراغ را بنشاند ، در تاريكى خواست كه كوزهء آب بردارد و بياشامد ، دست وى بر كوزه آمد و آبها بريخت ، رابعه آهى از دل پردرد برآورد و گفت : الهى مگر مراد تو هلاك اين بيچاره است . هاتفى آواز داد كه اى رابعه اگر مىخواهى كليد خزائن ملك در آستين تو نهيم ، درد و اندوه خود را از دل تو برداريم ؟ رابعه گفت : الهى اگر دنيا و آخرت را به من دهى به يك آهى كه از دل پردرد به ياد تو كشم برابر نكنم . فرمان آمد كه اى رابعه چون اندوه ما اختيار كردى با محنت و بلا بساز كه ولاى ما بىبلا نباشد و محبّت ما بىمحنت ميسّر نگردد . رباعى ملك طلبش بهر سليمان ندهند * منشور غمش بهر دل و جان ندهند درمان طلبان ز درد او محرومند * كين درد به طالبان درمان ندهند آرى طليعه لشكر نعمت چون دررسد ، درگاه بيگانگان طلبد ، امّا چون مقدمهء لشكر محنت دررسد و ظهور كند ، زاويهء آشنايان بپرسد ، محنت و محبّت در صورت به كتابت يكىاند ، فرعون مدبّر را چهار صد سال عافيت دهم ، و ملك پادشاهى